معرفی محمد علی شاه ایرانی نویسنده بنگلادشی

۳۰ تیر ۱۳۹۳ | ۱۲:۱۷ کد : ۲۳۹۱۵ آرشیو قدیمی
تعداد بازدید:۲۱۷

 

 

 

 
 
 

 

به نام خداوند جان آفرین
 
 
 
نگاهی به کتاب ِ مولانا محمد علی شاه ایرانی (رح) : زندگی نامه و آثار ادبی
Moulana Mohammad Ali Shah Irani(R.)  : Jiban o Shahitta
 
 
نعمت الله ایران زاده
استاد اعزامی از جمهوری اسلامی ایران
بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه داکا- بنگلادش
 
 
 
 
نام کتاب : مولانا محمد علی شاه ایرانی (رح) : زندگی نامه و آثار ادبی
Moulana Mohammad Ali Shah Irani(R.)  : Jiban o Shahitta
مؤلف : محمد اقبال حسین، استادیار گروه دعوی و مطالعات اسلامی، دانشگاه اسلامی، کوشتیا، بنگلادش
انتشارات مجیدیه، نواپارا، جیسور2001 میلادی[ 272 صفحه]
بها: 150 تاکا/چهار دلار
 
     انتشار چنین اثری و التفات بدان از این منظر حائز اهمیت تواند بود که تا آغاز قرن بیستم ، زبان شکرین فارسی در دیار بنگال با اقبال مواجه بوده ( به قول حافظ:شکر شکن شوند همه طوطیان هند/ زین قند پارسی که به بنگاله  می رود)و بدان تکلم می شده وکاربرد داشته است و این که درروزگار حاضر هم شیفتگانی در این خطه  هستند که با احیای آثار خطی و برگردان آن به زبان رایج امروز در بنگال از گذشته ی پر فروغ و درخشان فرهنگی و ادبی ، نسل جدید را آگاه می سازند  و به تقویت پیوندهای تاریخی وروابط ادبی و عرفانی و بازشناسی هویت ملّی می اندیشند و بدان مدد می رسانند.
     شایان یادآوری است برخی ها حضور و قدمت زبان فارسی را  در خطه ی بنگال از 1201میلادی برابر با 598 ه.ق  تا 1836 میلادی بیش از شش صد سال می دانند . پژوهشگران  با  توجه به استیلای استعماری انگلیسی ها  و متعاقب  حضور مهاجمان ،سال 1836 میلادی برابر با 1252 ه. ق را زمان از رسمیت افتادن زبان فارسی می پندارند که جای چند و چون دارد و باید به دقت تحلیل و کاویده شود.
 
 
 مقدمه ی کتاب:
همان طور که ازفهرست کتاب بر می آید این اثر  چهار بخش دارد:
 درباره  ی مولانا محمد علی شاه ایرانی؛متن اشعار فارسی؛ترجمه ی اشعار به زبان بنگلا ؛
ضمیمه.
 
        مولانا محمد علی شاه در اوایل قرن بیستم میلادی به نواپارا از توابع جیسور، بنگال آمد. وی در امر تبلیغ دین مبین اسلام بی نهایت فعالیت کرد. او به عنوان یک پیر مرجع تقلید محسوب گردید. محمد علی شاه در سال 1850میلادی در شهر فیروزآباد به دنیا آمد. او همراه پسرعموی خود در سال 1860میلادی از ایران به کراچی کوچ کرد. سپس از آن به کشورهای مختلف جهان سفر کرد و سرانجام در سال 1900میلادی به بنگال آمد و باقی مانده زندگی خود را در آنجا گذراند. ایشان در نواپار، خانقاهی تأسیس کرد که از آن تبلیغات اسلامی و تفکرات خود را اشاعه می داد.محمد اقبال حسین، مدرس دانشگاه اسلامی، کوشتیا نسخه خطی غزلیات ایشان را جمع آوری کرده و به زبان بنگلا برگردانده است و به همراه تصویر اشعار فارسی چاپ کرده است. این نسخه خطی دارای 178غزل است. شایان ذکر است : محمد علی شاه ایرانی از پیروان طریقه ی قادریه است. *
 
 
نکاتی در باره ی اشعار این کتاب
از ابیات مقطع غزلها بر می آید که جوهری تخلص داشته است:
جوهری گوهر خود پیش دلارام رسان   
   گو درین دور زمان دست خریدار کجا
غزل 9 ص 35
 
 
---------------------
 
*از جناب آقای دکتر طارق سراجی استاد محترم دانشگاه داکا که  متن این مقدمه  را از بنگالی به فارسی برگردانیدند ، سپاسگزارم.
 
 
 
 
یا:    جوهری گوهر فروشی پیش نادانان مکن        غزل24 ص 46
 
با این حال  در همه ی غزلها تخلص جوهری را نیاورده است.
 
مطلع چند غزل:
ای کریم کارساز قادر قدرت نما   
   لازوال و لامثال و ذوالکمال کبریا
غزل 1 ص31
کاروان به سفر مدینه ما به دشت کربلا 
    دوستان در بوستان و ما به دشت کربلا
غزل 7 ص34
 
 
 غزل  134،چهل و هفت بیت  است  و در آن شیوه ی مولانا در سرودن غزل ترجیع دیده می شود و ردیف در حکم ترجیع بند است وهر بیت شعر دارای قافیه های درونی است وهنر تسبیغ و تسجیع در آن دیده می شود؛مطلع و چند بیت از این غزل:
ای نفس پرور هوش کن آخر روی در خاک تو 
    پند پدر در گوش کن آخر روی د رخاک تو
ص116
عهد خلیل الله کجا دور کلیم الله کجا    
 عیسی روح الله کجا آخر روی در خاک تو
ص117
بر تو نماند خوابگاه سیم وزر و آرامگاه 
   زائل شود این پایگاه آخر روی در خاک تو
ص 117
برباد کن نفس پلید کر پند من باشی سعید     
  روزی تو گردی بایزید آخر روی در خاک تو
 
ص118
 
               درونمایه ی اصلی غزلهای محمد علی شاه ایرانی،تعابیر عرفانی و مضامین خانقاهی  و سنتهای رایج در شعر غزل فارسی است.شاعر بیشتر به محتوا توجه داشته است  و از حیث ادبی ، این غزلها ارزش والایی ندارد.
بکش روح و دل و جان و تنم در محفل پاکان   
   انیس بزم مشتاقان جزاک الله جزاک الله
طبیب جسم روحانی شها دردم تو می دانی 
     ببر از من پریشانی   جزاک الله جزاک الله
تویی پشت و پناه من همیشه رهنمای من  
  بکن پرواز همای من جزاک الله جزاک الله
به شیرین بر دل فرهاد میان گلشن و شمشاد
   کنم از قید بند آزاد جزاک الله جزاک الله
غزل 146 ص 126
 
انا الحق در لب منصور اگر باشد دمی باشد   
  بقا بالله بدین صورت اگر باشد دمی باشد
طریق عشقبازی را صراط المستقیم گویند 
 فنا فی الله بدین مضمون اگر باشد دمی باشد...
لقای ماه کنعانی به شهر مصر نمودار شد   
 زلیخا داخل پرده اگر باشد دمی باشد
غزل 40 ص 57
 
لقای ماه کنعانی علاج درد پنهانی       
   سراسر فیض یزدانی محی الدین جیلانی
نسیم باغ رضوانی رموز رمز عرفانی   
   طبیب جسم روحانی محی الدین جیلانی
رئیس غوث غوثانی لباس جسم عریانی
     عروج برج آسمانی محی الدین جیلانی
غزل 75 ص 79
 
 
               ازبررسی این غزلها چنین بر می آید که شاعر به هنرهای شعری و صناعات بلاغی توجه و اهمیت چندانی در تخییل شعر نداده است. در اوزان شعری و قافیه ، ایرادها و اشکالات عدیده در غزلها هست؛ برای نمونه:
لن ترانی رسید در گوش من             
    رب ارنی در جواب آورده ام
تن زجان وجان ز تن دور[کذا] نیست  
   این دلیل من از ازل آورده ام
جمله عالم گر شود روزی فنا      
          من فنا در زندگی آورده ام
 غزل 171ص 147
 
سوخته ام دائم به داغ نازنین   
 برشته ام من از فراق نازنین
غزل 119 ص 106 که در آن داغ و فراق ، قافیه شده است.
 
که شعری است بدون قافیه و با ردیف آورده ام.
این معرفی محختصر را با نمونه ای  از دلخوری و ناراحتی شاعر از دست پریشان گوها  و پریشان گویی ها به پایان می بریم و دامن سخن را فرا می چینیم تا دچار گفتار ژاژنشویم!
 
ببین جان تفته پریشان به ژاژ           
    نگو گشته خاطر پشیمان به ژاژ
منم ساده قلب و تویی کژ رواج       
     مپیچ جسم ما را به گفتار  ژاژ
منم واژگون و تویی خوش نصیب
       چرا بر نگردی ز گفتار  ژاژ
منم ژنده پوش و تویی تاجدار       
       چرا حفظ کردی تو الفاظ ژاژ
تنم را ببین در قبایی کژین            
     مگو پس از این گه تو الفاظ ژاژ
غزل 147 ص 127